logo
آخرین اخبار شرکت درباره چگونه یک پمپ سرعت بالا API 610 OH6 را انتخاب کنیم: جریان، سر و ملاحظات NPSH

چگونه یک پمپ سرعت بالا API 610 OH6 را انتخاب کنیم: جریان، سر و ملاحظات NPSH

نحوه انتخاب پمپ سرعت بالا API 610 OH6: راهنمای مهندسی عملی

انتخاب پمپ سانتریفیوژ دنده یکپارچه API 610 OH6 مناسب، تصمیمی است که قابلیت اطمینان کارخانه، مصرف انرژی و حجم کار نگهداری را برای دهه‌ها شکل می‌دهد. مهندسان فرآیند که جمعیت پمپ‌ها را در پالایشگاه‌های عملیاتی مدیریت کرده‌اند، می‌دانند که خطای انتخابی که در طول راه‌اندازی کشف می‌شود، ده برابر بیشتر از خطایی که در طول بررسی طراحی شناسایی می‌شود، هزینه دارد. این راهنما بر اساس تجربه عملی میدانی در مشخصات، راه‌اندازی و عیب‌یابی پمپ‌های OH6 در واحدهای هیدروپروسسینگ، خطوط شیرین‌سازی گاز و ایستگاه‌های انتقال پتروشیمی است. هر بخش شامل سوالات واقعی است که مهندسان میدانی در طول پروژه‌ها پرسیده‌اند، با پاسخ‌هایی که قضاوت حاصل از نصب‌های موفق و درس‌های آموخته شده از شکست‌ها را منعکس می‌کند.

1. درک معماری پمپ API 610 OH6

پمپ API 610 OH6 یک پمپ سانتریفیوژ عمودی خطی، دنده یکپارچه، تک مرحله‌ای و آویزان است. ویژگی مشخصه آن یک گیربکس افزایش سرعت است که مستقیماً در محفظه پمپ ادغام شده است و سرعت ورودی موتور (معمولاً 1500-3600 دور در دقیقه) را به سرعت پروانه 8000 تا 25000 دور در دقیقه افزایش می‌دهد. این افزایش سرعت امکان تولید هد دیفرانسیلی را با یک مرحله پروانه فراهم می‌کند که در غیر این صورت به سه تا پنج مرحله در یک پمپ بشکه‌ای افقی چند مرحله‌ای معمولی نیاز دارد. نتیجه یک ردپای عمودی فشرده است - اغلب 70٪ فضای کمتری نسبت به یک واحد چند مرحله‌ای با وظیفه معادل - که آن را به گزینه ارجح برای خدمات کم جریان و هد بالا که در آن فضای طرح محدود است و دسترسی برای نگهداری ارزشمند است، تبدیل می‌کند.

خود گیربکس یک مجموعه چرخ دنده مارپیچ تک مرحله‌ای است که توسط یک پمپ روغن یکپارچه با محور محرک و یک مبدل حرارتی خنک‌شونده با هوا روانکاری می‌شود. پروانه مستقیماً روی شفت پینیون با سرعت بالا نصب شده است، که از یاتاقان داخلی آویزان است و نیاز به کوپلینگ و تراز جداگانه پیکربندی گیربکس مستقل را از بین می‌برد. این سادگی طراحی دلیل اصلی دستیابی پمپ‌های OH6 به قابلیت اطمینان بالاتر نسبت به قطارهای پمپ با سرعت بالا با کوپلینگ جداگانه است.

س: تیم پروژه ما بین یک پمپ دنده یکپارچه API 610 OH6 و یک پمپ افقی OH2 با گیربکس جداگانه در حال بحث است. تفاوت واقعی قابلیت اطمینان چیست؟

بر اساس داده‌های نگهداری جمع‌آوری شده از سه پالایشگاه که پیکربندی‌های هر دو را به مدت ده سال به صورت موازی اجرا می‌کنند، پیکربندی OH6 به طور مداوم 30-40٪ رویدادهای نگهداری برنامه‌ریزی نشده کمتری را نشان می‌دهد. محرک اصلی خرابی‌های مربوط به کوپلینگ در چیدمان OH2 به علاوه گیربکس است: عدم تراز کوپلینگ، خستگی اسپیسر و شل شدن پیچ کوپلینگ بیش از 40٪ توقف‌های برنامه‌ریزی نشده را در قطارهای پمپ با سرعت بالا با کوپلینگ جداگانه تشکیل می‌دهند. طراحی یکپارچه OH6 این حالت‌های خرابی را به طور کامل از بین می‌برد. علاوه بر این، پیکربندی عمودی OH6 منجر به یک محفظه خود تخلیه شونده می‌شود که نیاز به تخلیه دستی در هنگام راه‌اندازی را از بین می‌برد، که منبع رایج آسیب ناشی از خشک‌کار کردن در پمپ‌های افقی با سرعت بالا است که در آن اپراتورها ممکن است فراموش کنند قبل از شروع، شیرهای تخلیه را باز کنند.

2. تعریف الزامات نرخ جریان: روش سه نقطه‌ای

تعریف دقیق جریان نیازمند تعیین سه نقطه عملیاتی متمایز است: حداقل جریان پایدار پیوسته، جریان عملیاتی عادی و جریان نامی. API 610 الزام می‌کند که پمپ باید بدون تجاوز از محدودیت‌های ارتعاش بین حداقل جریان پایدار پیوسته و انتهای منحنی کار کند، با ناحیه عملیاتی ترجیحی که 70٪ تا 110٪ از نقطه حداکثر راندمان را پوشش می‌دهد.

برای پمپ‌های OH6، محدوده جریان عملی حدود 3 تا 300 متر مکعب بر ساعت است. زیر 3 متر مکعب بر ساعت، گذرگاه‌های پروانه به طور غیرعملی باریک می‌شوند و خطر گرفتگی را حتی از مقیاس جزئی لوله ایجاد می‌کنند. بالای 300 متر مکعب بر ساعت، معادله اقتصادی به سمت پمپ‌های چند مرحله‌ای با تقسیم افقی که راندمان برتر را در سرعت‌های ویژه بالاتر ارائه می‌دهند، تغییر می‌کند.

هنگام تعریف جریان نامی، مهندسان فرآیند با تجربه، 10-15٪ حاشیه بالاتر از ظرفیت فعلی کارخانه را برای جبران رفع گلوگاه‌های آینده در نظر می‌گیرند. این از سناریوی پرهزینه، که بارها در پالایشگاه‌های قدیمی دیده شده است، که در آن یک پروژه افزایش ظرفیت به دلیل ناتوانی پمپ‌های موجود در برآورده کردن نیاز جریان جدید و عدم وجود فضای یدکی برای واحدهای بزرگتر، متوقف می‌شود، جلوگیری می‌کند.

س: برگه داده پمپ ما جریان نامی 85 متر مکعب بر ساعت را نشان می‌دهد، اما تعادل حرارت و مواد لایسنسور فرآیند، جریان عادی 72 متر مکعب بر ساعت را نشان می‌دهد. آیا حاشیه 18٪ بین جریان عادی و نامی بیش از حد است؟

حاشیه 18٪ در واقع محتاطانه است تا بیش از حد برای وظایف فرآیند پیوسته. استاندارد API 610 الزام می‌کند که جریان نامی شامل تمام حاشیه‌های مشخص شده باشد، و عمل صنعت برای خدمات پالایشگاهی معمولاً 10-20٪ بالاتر از جریان عادی اعمال می‌شود. نکته کلیدی این است که آیا نقطه حداکثر راندمان پمپ نسبت به نقطه عملیاتی عادی به درستی قرار گرفته است. اگر نقطه حداکثر راندمان پروانه انتخاب شده در حدود 80-90 متر مکعب بر ساعت قرار گیرد، آنگاه جریان عادی 72 متر مکعب بر ساعت شما در 80-90٪ نقطه حداکثر راندمان قرار می‌گیرد - کاملاً در ناحیه عملیاتی ترجیحی - و جریان نامی 85 متر مکعب بر ساعت کمی فراتر از نقطه حداکثر راندمان است که در آن راندمان بالا باقی می‌ماند. هزینه حاشیه حداقل است: پمپی که برای جریان نامی 85 متر مکعب بر ساعت طراحی شده است معمولاً کمتر از 5٪ بیشتر از پمپ طراحی شده برای 72 متر مکعب بر ساعت هزینه دارد، در حالی که هزینه جایگزینی یک پمپ با اندازه نامناسب در طول بازسازی آینده می‌تواند ده برابر این هزینه اضافی را با در نظر گرفتن دسترسی ساخت و ساز، بسیج جرثقیل و زمان توقف تولید، فراتر رود.

3. محاسبه هد دیفرانسیل: فراتر از منحنی پمپ

هد دیفرانسیل، انرژی خالص اضافه شده به سیال است که بر حسب متر ستون مایع بیان می‌شود. محاسبه دقیق نیازمند تجزیه و تحلیل هیدرولیکی کامل لوله‌کشی مکش و تخلیه است که ارتفاع استاتیک، تفاوت فشار مخزن و تمام تلفات اصطکاک از طریق اجزای لوله‌کشی و تجهیزات خطی را در نظر می‌گیرد.

برای پمپ‌های OH6، محدوده هد عملی حدود 200 متر تا 2500 متر را پوشش می‌دهد که از طریق ترکیب قطر پروانه و سرعت چرخش که توسط قوانین شباهت کنترل می‌شود، به دست می‌آید. از آنجایی که هد با مربع سرعت نوک پروانه افزایش می‌یابد، دو برابر کردن سرعت چرخش از طریق گیربکس، هد تولید شده را با همان قطر پروانه چهار برابر می‌کند.

یک مشاهده میدانی حیاتی که مهندسان طراحی اغلب نادیده می‌گیرند، تأثیر پیری لوله بر تلفات اصطکاک است. لوله‌کشی فرآیند فولاد کربنی در سرویس هیدروکربنی پس از ده تا پانزده سال، زبری داخلی 0.5 تا 1.5 میلی‌متر را نسبت به 0.046 میلی‌متر برای لوله فولادی تجاری جدید ایجاد می‌کند. این افزایش زبری می‌تواند هد اصطکاک را 40-60٪ بالاتر از محاسبات لوله جدید افزایش دهد. مهندسانی که از مفروضات لوله جدید استفاده می‌کنند، چندین سال پس از بهره‌برداری متوجه می‌شوند که پمپ‌های آنها دیگر نمی‌توانند فشار تخلیه مورد نیاز را دستیابی کنند، علیرغم اینکه در زمان انتخاب به درستی روی کاغذ اندازه‌گیری شده‌اند.

س: هد دینامیکی کل محاسبه شده در جریان نامی 1380 متر است. فروشنده پمپ به جای طراحی تک مرحله‌ای با سرعت بالاتر، یک پیکربندی دو مرحله‌ای روی یک گیربکس مشترک را پیشنهاد می‌دهد. چه چیزی این توصیه را هدایت می‌کند؟

فروشنده احتمالاً برای سرعت ویژه پروانه و پایداری دینامیکی روتور بهینه می‌کند. در هد 1380 متر با یک مرحله، پروانه باید با سرعت نوک بسیار بالایی کار کند که سرعت ویژه را به محدوده‌ای سوق می‌دهد که راندمان هیدرولیکی به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد و قطر چشم پروانه بسیار کوچک می‌شود، که چالش‌های تولیدی ایجاد می‌کند و پروانه را نسبت به تغییرات جزئی ریخته‌گری حساس می‌کند. با تقسیم هد به دو مرحله، هر مرحله با سرعت ویژه مطلوب‌تر با راندمان بهتر و هندسه پروانه قوی‌تر کار می‌کند. گیربکس به سادگی دو شفت پینیون را به جای یکی می‌راند، با جهت‌گیری پروانه پشت به پشت که تعادل رانش محوری ذاتی را فراهم می‌کند. افزایش هزینه سرمایه تقریباً 20-25٪ برای محفظه مرحله اضافی و لوله‌کشی متقاطع بین مرحله‌ای است، اما افزایش راندمان 5-8 درصدی در این سرعت ویژه معمولاً هزینه اضافی را از طریق صرفه‌جویی در انرژی در عرض دو تا سه سال بهره‌برداری مداوم جبران می‌کند. برای یک پمپ 200 کیلوواتی که سالانه 8000 ساعت کار می‌کند، بهبود راندمان 6٪ تقریباً 9600 دلار آمریکا در سال با قیمت 0.10 دلار آمریکا در کیلووات ساعت صرفه‌جویی می‌کند.

4. تجزیه و تحلیل NPSH: حاشیه‌ای که از کاویتاسیون جلوگیری می‌کند

تجزیه و تحلیل هد مکش مثبت خالص (NPSH) مهمترین گام در انتخاب پمپ OH6 است، زیرا پروانه‌های با سرعت بالا که در 15000-25000 دور در دقیقه کار می‌کنند، به دلیل سرعت‌های موضعی بالاتر در چشم پروانه که فشارهای استاتیک کمتری ایجاد می‌کند، ذاتاً بیشتر از پروانه‌های با سرعت پایین مستعد کاویتاسیون هستند.

API 610 نسبت حداقل حاشیه NPSH را برابر با NPSHa تقسیم بر NPSHr بزرگتر یا مساوی 1.3 برای خدمات هیدروکربنی و 1.5 برای خدمات مبتنی بر آب مشخص می‌کند. به طور خاص برای پمپ‌های OH6، بسیاری از کاربران نهایی نسبت حداقل NPSHa/NPSHr را 1.5 برای تمام خدمات مشخص می‌کنند و یک حاشیه مطلق اضافی 1.0 متر فراتر از الزامات API اضافه می‌کنند. این رویکرد محافظه‌کارانه، تجربه میدانی را منعکس می‌کند که پروانه‌های پمپ با سرعت بالا می‌توانند در حاشیه‌های NPSH که برای پمپ‌های با سرعت پایین کافی است، دچار فرسایش کاویتاسیون شوند، زیرا فرکانس بالاتر عبور پروانه به این معنی است که چرخه‌های فروپاشی حباب کاویتاسیون در هر ساعت بهره‌برداری سریع‌تر انباشته می‌شوند.

هنگامی که NPSHa در فلنج مکش پمپ ناکافی است، مؤثرترین راه‌حل برای پمپ‌های OH6 یک مرحله القاگر محوری است که در بالادست پروانه اصلی نصب شده است. القاگر به عنوان یک بوستر کم هد عمل می‌کند که سیال ورودی را به اندازه کافی تحت فشار قرار می‌دهد تا کاویتاسیون را در چشم پروانه اصلی سرکوب کند و معمولاً NPSHr را 40-60٪ کاهش می‌دهد.

س: ما NPSHa 3.8 متر را در حداقل سطح مخزن اندازه‌گیری کردیم، اما NPSHr فروشنده 3.2 متر در جریان نامی است. نسبت فقط 1.19 است که الزامات API 610 را برآورده نمی‌کند. تیم پروژه می‌خواهد مخزن مکش را 2 متر بالا ببرد. آیا جایگزین کم‌هزینه‌تری وجود دارد؟

بالا بردن مخزن مکش به اندازه 2 متر در یک کارخانه موجود پرهزینه است - نیازمند اصلاحات سازه‌ای فولادی، تنظیمات قفسه لوله و افزایش زمان توقف - با هزینه‌های کل که به راحتی به 200,000 تا 500,000 دلار آمریکا بسته به اندازه مخزن و لجستیک سایت می‌رسد. سه جایگزین کم‌هزینه‌تر باید ابتدا ارزیابی شوند. گزینه اول: بررسی کنید که آیا تصحیح هیدروکربنی NPSHr برای سیال فرآیند شما اعمال می‌شود. راهنمای هیدرولیک فاکتورهای تصحیح را برای سیالات با نسبت چگالی بخار به مایع کمتر از آب ارائه می‌دهد، و هیدروکربن‌های سبک می‌توانند کاهش NPSHr 30-50٪ را تجربه کنند - که به طور بالقوه NPSHr تصحیح شده را به 1.9-2.2 متر می‌رساند و حاشیه راحتی را بدون هیچ گونه تغییر تجهیزات به دست می‌آورد. گزینه دوم: یک القاگر به پمپ اضافه کنید که به عنوان یک گزینه کارخانه‌ای تقریباً 3000-5000 دلار آمریکا هزینه دارد و NPSHr را به حدود 1.3-1.6 متر کاهش می‌دهد و نسبت حاشیه را به بیش از 2.0 می‌رساند. گزینه سوم: لوله‌کشی مکش را برای اتصالات غیر ضروری بررسی کنید - یک شیر دروازه‌ای نیمه باز، یک صافی راه‌اندازی موقت که در جای خود باقی مانده است، یا یک اتصال انبساطی بیش از حد بزرگ می‌تواند 0.5-1.0 متر NPSHa را مصرف کند که می‌تواند از طریق اصلاحات ساده لوله‌کشی بازیابی شود. در تجربه پروژه ما، گزینه دوم با افزودن القاگر بیش از 80٪ کمبودهای حاشیه NPSH را با کسری از هزینه بالا بردن مخزن برطرف می‌کند.

5. انتخاب مواد برای سازگاری سیال فرآیند

کلاس مواد پمپ باید الزامات خوردگی، فرسایش و خواص مکانیکی سیال فرآیند را در کل محدوده دمای عملیاتی مطابقت دهد. API 610 کلاس‌های مواد استاندارد را از S-4 (فولاد ضد زنگ آستنی) تا C-6 (کروم 12٪) تعریف می‌کند، با آلیاژهای بالاتر در صورت نیاز شرایط فرآیند.

برای خدمات هیدروپروسسینگ پالایشگاه، انطباق با NACE MR0175/ISO 15156 برای هر پمپی که سیالات حاوی سولفید هیدروژن را در فشارهای جزئی بالاتر از 0.3 کیلو پاسکال جابجا می‌کند، الزامی است. این امر اجزای مرطوب با سختی کنترل شده را اجباری می‌کند - حداکثر HRC 22 برای فولادهای کم آلیاژ، حداکثر HRB 100 برای فولادهای ضد زنگ آستنی آنیل شده در محلول - و مستندات کامل گواهینامه مواد از جمله گزارش‌های تست آسیاب، شناسایی مواد مثبت و سوابق تست سختی را برای هر قسمت تحت فشار طلب می‌کند. پمپ‌های تحویل داده شده بدون این مستندات، صرف نظر از خود ماده، عملاً غیر انطباق هستند.

برای خدمات غنی از هیدروژن در دماهای بالا، Hastelloy C-276 (UNS N10276) بهترین ترکیب مقاومت در برابر تردی هیدروژن و استحکام دمای بالا را ارائه می‌دهد. ترکیب نیکل-کروم-مولیبدن یک ساختار آستنی مکعبی با وجوه متمرکز پایدار تشکیل می‌دهد که ذاتاً در برابر نفوذ هیدروژن مقاومت می‌کند، خاصیتی که فولاد ضد زنگ 316L از آن برخوردار نیست و می‌تواند از دست دادن شکل‌پذیری قابل اندازه‌گیری را در دمای بالاتر از 260 درجه سانتی‌گراد در فشارهای جزئی هیدروژن بیش از 20 بار تجربه کند.

س: مشخصات پروژه ما برای قطعات مرطوب فولاد ضد زنگ دابلکس برای پمپ تزریق مجدد آب تولید شده، خواستار فولاد ضد زنگ دابلکس است. فروشنده به جای دابلکس استاندارد UNS S31803، سوپر دابلکس UNS S32750 را پیشنهاد داده است. آیا ارتقاء ارزش حق بیمه 15٪ هزینه را دارد؟

برای سرویس تزریق مجدد آب تولید شده، ارتقاء سوپر دابلکس به شدت توجیه می‌شود. تفاوت حیاتی عدد معادل مقاومت در برابر حفره‌زایی (PREN) است: UNS S31803 دارای PREN تقریباً 33 است، در حالی که UNS S32750 به PREN بالاتر از 40 می‌رسد. در آب تولید شده با غلظت کلرید معمولاً بین 20,000 تا 150,000 میلی‌گرم در لیتر و دماهای 60-90 درجه سانتی‌گراد، فولاد ضد زنگ دابلکس استاندارد نزدیک به حد ایمن کلرید خود کار می‌کند و می‌تواند در نقص‌های سطحی، شکاف‌های زیر رسوب یا نواحی تحت تأثیر حرارت جوش، دچار خوردگی حفره‌ای شود. سوپر دابلکس یک حاشیه ایمنی قابل توجهی را فراهم می‌کند، به ویژه در انتهای بالاتر محدوده غلظت کلرید و دما. از دیدگاه چرخه عمر، حق بیمه سرمایه 15٪ تقریباً معادل 4000-8000 دلار آمریکا برای یک پمپ OH6 معمولی است. در مقایسه با یک جایگزینی پمپ برنامه‌ریزی نشده به دلیل خوردگی حفره‌ای - که هزینه آن 50,000-150,000 دلار آمریکا با در نظر گرفتن زمان توقف تولید، بسیج جرثقیل و هزینه‌های تسریع اضطراری است - این ارتقاء یک بیمه نامه ارزان قیمت است. ما بر اساس این تجزیه و تحلیل، سوپر دابلکس را برای تمام خدمات آب تولید شده و آب دریا استاندارد کرده‌ایم.

6. انتخاب آب‌بند مکانیکی و پیکربندی یاتاقان

چیدمان آب‌بند مکانیکی برای پمپ API 610 OH6 از دستورالعمل‌های API 682 پیروی می‌کند، با انتخاب نوع آب‌بند و طرح لوله‌کشی بر اساس خواص سیال فرآیند، دمای عملیاتی و الزامات انتشار. برای خدمات هیدروکربنی، قابل اطمینان‌ترین پیکربندی یک آب‌بند کارتریج دوگانه تحت فشار با سیستم سیال مانع API Plan 53B یا Plan 54 است که سیال فرآیند را به طور کامل از اتمسفر جدا می‌کند و سیال مانع تمیز و با دمای کنترل شده را به سطوح آب‌بند می‌رساند.

انتخاب یاتاقان برای عملیات با سرعت بالا نیازمند توجه ویژه است. یاتاقان‌های شعاعی باید از نوع ژورنال پد متحرک باشند نه یاتاقان‌های آستین با هندسه ثابت، زیرا یاتاقان‌های پد متحرک سفتی متقاطع را که باعث ناپایداری چرخش روغن می‌شود - یک ارتعاش خود برانگیخته مخرب که می‌تواند در عرض چند ثانیه در سرعت‌های چرخش بالا ایجاد شود - از بین می‌برند. یاتاقان رانش باید از نوع پد متحرک دو طرفه باشد که برای رانش محوری خالص از پروانه به علاوه هرگونه رانش اضافی که توسط القاگر در صورت نصب شده باشد، اندازه‌گیری می‌شود. سنسورهای دمای RTD تعبیه شده در یاتاقان‌های شعاعی و رانش، که به سیستم کنترل کارخانه با نقاط تنظیم آلارم و تریپ متصل هستند، برای تمام نصب‌های OH6 یک عمل استاندارد صنعتی است زیرا خرابی یاتاقان در 20000 دور در دقیقه از افزایش دمای اولیه تا آسیب فاجعه‌بار در کمتر از 30 ثانیه پیشرفت می‌کند.

س: تیم نگهداری ما می‌خواهد سیستم پشتیبانی آب‌بند تحت فشار نیتروژن Plan 53B را حذف کند زیرا تعویض کپسول نیتروژن و نگهداری رگولاتور فشار باعث ایجاد حجم کار تکراری می‌شود. آیا می‌توانیم به جای آن به Plan 54 با سیستم گردش روغن تمیز تغییر دهیم؟

Plan 54 در واقع مسیر ارتقاء ترجیحی دقیقاً به همین دلیل است. در سیستم Plan 53B، فشار نیتروژن باید همیشه بالاتر از فشار محفظه آب‌بند حفظ شود، و سیال مانع به جز گردش ترموسیفون ایستا است - به این معنی که هرگونه نشت نیتروژن از طریق دیافراگم یا انحراف رگولاتور فشار منجر به کاهش فشار مانع و ورود احتمالی سیال فرآیند به سطوح آب‌بند می‌شود. Plan 54 مخزن تحت فشار ایستا را با یک پمپ خارجی جایگزین می‌کند که به طور مداوم روغن مانع تمیز را از طریق محفظه آب‌بند با فشار و نرخ جریان کنترل شده، معمولاً با استفاده از یک پمپ چرخ دنده کوچک که توسط شفت پمپ رانده می‌شود، گردش می‌دهد. گردش مداوم خنک‌سازی بسیار مؤثرتری را برای سطوح آب‌بند فراهم می‌کند، زباله‌های سایش را از محفظه آب‌بند حذف می‌کند و سیستم نیتروژن را به طور کامل حذف می‌کند. هزینه سرمایه اضافی تقریباً 2000-3000 دلار آمریکا برای هر پمپ معمولاً در سال اول از طریق مصرف حذف شده کپسول نیتروژن، کاهش نگهداری آب‌بند و عمر طولانی‌تر آب‌بند جبران می‌شود. بر اساس جمعیتی از 24 پمپ OH6 که در یک پالایشگاه آسیای جنوب شرقی از Plan 53B به Plan 54 تبدیل شده‌اند، میانگین زمان بین تعویض‌های آب‌بند از 28 ماه به 52 ماه افزایش یافته است - تقریباً عمر آب‌بند را دو برابر کرده و در عین حال تمام نگهداری سیستم نیتروژن را حذف کرده است.